پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 5 روز سن داره
رهامرهام6 سالگیت مبارک
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 6 ماه و 8 روز سن داره
مامان ریحانهمامان ریحانه، تا این لحظه: 38 سال و 9 ماه و 2 روز سن داره

پرهام و رهام

روز جهانی کودک

  پرهام عزیزم کودک قشنگ و مهربونم روزت مبارک تا الان کارتون هایی که خیلی مورد علاقه ات هستن پینگو   و  موش وگربه هست     الهی دورت بگردم که هر وقت این دوتا کارتون شروع میشه هر جا که باشی بدو بدو میای روی مبل جلوی تلویزیون میخوابی و کلی ذوق میکنی و به وجد میای تازه هر وقت تام و جری خراب کاری میکنن تو هم تند تند نُچ نُچ میکنی هر وقت هم تموم میشه دوتا دستای تپل مپلت و بالا میاری و میگی نییی (نیست)     برای خوشبخت بودن، فرش قرمز لازم نیست ! نیازی به فریاد حوادث نیست . . . برای خوشبخت بودن، آغوش گرم...
20 مهر 1393

دستان کوچکت

  پرهام عزیزم دستهایت... به من گرمی عشق و آرامش میدهد عزیزدلم پسر کوچولوی شیرین زبونم اگر ساعتها و روزها به دستهایت نگاه کنم باز هم از دیدنش سیر نمیشوم وقتی به جزئیات دستهایت نگاه می کنم درآن عظمت و بزرگی خدای مهربان را می بینم خدایا تو چه نقاشی هستی؟ چه می کنی؟  آخر چه کسی میتواند جز تو حتی یک بند آنرا درست کند؟ خدایا تو را سپاس می گویم به خاطر این همه بزرگی . دستهایت خیلی قشنگ است. پر از مهر است پر از شور است پر از پاکی ست. دستهایت بوی پاکی می دهد دستهایت بوی سادگی و صداقت می دهد دستهای کوچک و مهربانت را وقتی  د...
13 مهر 1393
21297 2 16 ادامه مطلب

دندون 15 و16

سهم من از دنیا پسر کوچکی ست به بزرگی تمامی عشقهای دنیا چقدر آرامم پرهامم که تو هستی که کنارمی و همیشه در قلب منی به معصومیت کودکانه ات قسم که بیشتر از هر مادر دیگری عاشقت هستم دغدغه ی هر روز من بودن توست نفس کشیدنت...... ایستادنت ..... خندیدنت...... راه رفتنت..... لحظه به لحظه کنارم قد میکشی و بزرگ میشوی.... پسرکم،عزیزم میخواهم آغوشم مادرانه ترین آغوش دنیا باشد برای تو ... میخواهم به تو یاد بدهم کلمه کلمه عشق را ، زندگی را مادر بودن شیرین است...آنقدر که حتی فکر کردن به نوازش صورت پاک و معصومت مرا میبرد تا اوج..... پرهامم دوباره...
10 مهر 1393

پاییز93

پرهامم تو آن فرشته ای هستی که وقتی در فصل پاییز راه می روی برگ درختان انتظارمی کشند زود تر از دیگری پاهایت را بوسه بزنند . . . گلکم پاییزت مبارک   به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من / به که گویم که تو باران زمستان منی . . . ...
2 مهر 1393

دندون چهاردهم

مروارید لبخندت مبارک عسیس مامان     خوشتل مامان هروقت میخوای دندون در بیاری آب از بینی کوچول موچولوت میاد و بعد از کلی حرس خوردن من که نکنه سرما خورده باشی, متوجه میشم که دندون در آوردی و بلافاصله آبریزش بینیت خوب میشه اینم در نوع خودش بی نظیره                         این مروارید کوچولو هم دندون نیش هست و در سمت چپ دندونای بالا در اومده   ...
27 شهريور 1393

دندون سیزدهم

    من تمام نمی شوم در عشق تو ثانیه به ثانیه شروع می شوم!     پسرم ... پرهامم ... بهترین هدیه ی خدایم گل قشنگ و خوشبوی زندگی ام روییدن سیزدهمین دندونت مبارک برایت بهترین ها رو آرزو می کنم سلامتی شادی عشق و آرامش را از درگاه ایزد خدای رحمان برایت خواستارم این دندون کوچول موچول دندون نیشت هست عزیزم و در سمت راست دندونای بالا در اومده   ...
16 شهريور 1393

بیست ماهگی پرهام کوچولو...

پرهام عزیزم... کاش این روزها....چشمهایم هر چه می دید ضبط میکرد...با همین کیفیت ! گوشهایم هرچه می شنید ذخیره میکرد....با همین وضوح ! دستهایم ...تنم...آغوشم...خاطره ی این لحظه های کوچکی و بغل کردنهای بی حسابت را زنده نگه میداشت...با همین تازگی ! کاش بوی تن و گردن و دهانت...را ذخیره می کردم ! برای روزهای بی بازگشتت... کاش قلبم...توان دلتنگیِ این روزهای بی بازگشت را داشته باشد ... دلم به شیرینی روزهای پیش رو خوش است ... و امـــــــروزم را تا میتوانم می بینمت! می شنومت! میبویمت! در آغوش می گیرمت ... بیا بغلم پسر...بیا وقت تنگ است...بیا تا عمیق نفس بکشمت......
1 شهريور 1393